| نگاهي كوتاه به نمايشنامه"دشمن مردم" نوشته ی هنريك ايبسن ؛ "دنياي واقعي ايبسن" هنريك يوهان ايبسن (Henrik Johan Ibsen)، بيستم مارس 1828 در ساحل جنوبي نروژ متولد شد. پدر بازرگانش خون آلماني، دانماركي و اسكاتلندي داشت و مادرش يك نروژي آلماني الاصل بود. ايبسن آثار مهم نمايشي چون "وايكينگ هاي هل گلاند"، "براند"، "پرگونت"، "كمدي عشق"، "اتحاديه جوانان"، "خانه عروسك"، "ارواح"، "ايولف كوچك"، "جان گابريل بورگمن"، "هدا گابلر"، "بانوي دريايي" و "دشمن مردم" را نوشته كه مشهورترين آنها "دشمن مردم" و "خانه عروسك" است. نمايشنامه "دشمن مردم": ايبسن معمولاً بيشتر در آثار خود، واقع گراست. او زندگي واقعي را در اجتماع مي بيند. احساس مي كند و بدون چشم پوشي مي نويسد. دشمن مردم هم يكي از واقع گرايانه ترين نمايشنامه هاي اوست؛ چرا كه در اولين نظر مي توان فضاي كلي نمايشنامه را بر فضاي قرن نوزده كشور نروژ در زمان حيات نويسنده انطباق داد. نروژ آن زمان شامل دو قطب سرمايه دار و كارگر بود كه طبقه سرمايه دار (همان اقليت سودجو) ديدگاه ها و نظرات خود را به بقيه تحميل مي كرد و اقشار فرودست و مزدور هنوز جهان بيني و بصيرت مستقلي نداشتند و به همين علت تمام امور جامعه به وسيله قشر خاصي اداره مي شد. سرمايه داران و بزرگان جامعه هر چه مي خواهند انجام مي دهند. طبقه پايين جامعه هم آن قدر گرفتار نيازهاي روزمره شان هستند كه نمي توانند به چيزي جز كار كردن فكر كنند، در اين ميان طبقه متوسط از طرفي خود را برتر از طبقه پايين مي بينند و از سوي ديگر از طبقه بالا مي ترسند، بنابراين اين قشر پر جمعيت (اكثريت جامعه) رياكار و ظاهرساز بار مي آيند.
دكتر استوكمان خود ايبسن است كه بعد از انتشار نمايشنامه "ارواح" در سال 1881 از طرف مردم، حكومت و كليسا، دشمن مردم لقب گرفته و جامعه او را طرد مي كند. دكتر همان طور كه ايبسن خود را جزو اقليت ممتاز مي داند، از اكثريت فاصله گرفته و جدا مي شود. او مثل خود ايبسن سالها از وطن دور بوده و با سختي و فقر زندگي كرده است. مانند ايبسن از فقر مي ترسد و وقتي كه به قول خودش دخل و خرجش با هم مي خوانند، احساس خوشبختي مي كند. دكتر همانند ايبسن نسبت به جامعه اش حساس و معترض است و ضمن رد اكثريت به دفاع از آزادي فردي بر مي خيزد. علاوه بر دكتر استوكمان ساير اشخاص نمايشنامه نيز هر كدام نماينده فرد يا قشري از جامعه واقعي هستند كه ايبسن در آن زندگي مي كند. ناخدا "هورستر" را مي توان نماينده قشر كارگر به شمار آورد و "پت" و خانم "استوكمان" را نماينده زنان جامعه دانست. ايبسن در نمايشنامه و جامعه اش همواره از اين دو گروه دفاع مي كند و آنها را تنها حاميان خودش مي داند، درست مثل آنچه كه در نمايشنامه دشمن مردم اتفاق مي افتد."هاوستاد" و "بيلينگ" هم نمايندگان ژورناليستهاي رياكار هستند و آسلاكسن (تامسن) چايچي نماينده سرمايه دار و صاحب حزب محافظه كار و ترســــــويي است كه متزورانه و بنا به مصلحت شخصي پشت سر حكــام و دولتمردان (قدرت) پناه مي گيرد و سرانجام شهردار هم نماينده دولتمردان متحجر و متعصب و رياكاري اسـت كه با در دست داشتن ابزار قدرت و با تحميق اكثريت جامعه بر آنها حكومت مي كنند. مي توان اين گونه نتيجه گرفت كه ايبسن در "دشمن مردم" تك تك شخصيت ها را از جامعه زمان خودش وام گرفته است.چيزي كه امروز هم چندان دور از ذهن نيست. ضمن اين كه در شرح صحنه، همه مكان هايي كه نمايش در آن ها به اجرا در مي آيد، بدون هيچ عنصر غيرواقعگرايانه اي در نمايشنامه او توضيح داده شده اند. خانه دكتر استوكمان با ميز و صندلي ها و درها و پنجره ها، دفتر روزنامه پيك مردم و خانه ناخدا هورستر كه مكان سخنراني دكتر است با تمهيدات خاصي كاملاً به صورت واقعي توصيف شده اند. بنابراين به طور قاطع مي توان نمايشنامه دشمن مردم را يك اثر كاملاً رئاليستي به شمار آورد كه برگرفته از جامعه نروژ در زمان زندگي نويسنده آن - هنريك ايبسن - است. ایبسن و شخصیت دکتر استوکمان : در ۱۸۷۹ خانه عروسک (عروسکخانه) و ارواح را منتشر میکند که موضوع آن بر اساس نظریه وراثت است. اما آنقدر تیره و تاریک و بدبینانه به زندگی و آینده بشر اروپایی نگاه میکند که به مذاق هیچکس خوش نمیآید و آنقدر سنت ستیز است که همه را بر علیه خودش میشوراند. نمایشنامه تا دو سال به نمایش در نمیآید و هیچ کس در مقابل موضعگیری مردم از ایبسن حمایت نمیکند. همین واکنش هاست که در واقع ایبسن را در مقابل مردم قرار داده و انگیزه نوشتن «دشمن مردم» را فراهم میکند. ایبسن یک سال در روزنامهها به مبارزه میپردازد. اما از مبارزهاش در مقابل مردم و حتی خود روزنامهها نتیجهای نمیگیرد و گوشه نشین میشود و در سال ۱۸۸۲ پس از یک سال سکوت ، دشمن مردم را مینویسد و دشمن واقعی مردم را در آن معرفی میکند . ایبسن در این نمایشنامه ، ضمن رد نظر اکثریت روزنامهها را نیز به باد انتقاد میگیرد . شخصیت دکتر استوکمان در دشمن مردم تا آن اندازه منطبق بر شخصیت خود ایبسن است که ایبسن به ناشرش چنین مینویسد: «دکتر و من درست با یکدیگر توافق داریم. در موضوعهای بسیار فراوان هماهنگیم. اما دکتر کمی لجوجتر از من است.» دکتر استوکمان در واقع همانند ایبسن یک پیشرو است که همواره قصد مبارزه با اکثریت ( اکثریت نادان مردم ) و دفاع از اقلیت را دارد. ایبسن روشهای واقعگرایانه در نمایشنامه نویسی را با الهام از آنتوان چخوف رواج داد. دشمن مردم ،نمايشنامه اي همه زماني و همه مكاني است.درد دكتر استوكمان درد روشنفكران همه زمان هاست كه دوايي ندارد. دشمن مردم كيست؟ ايبسن نويسنده اي مهجور است، لااقل در ايران خودمان اين گونه است. او تأثيرگذارترين نمايش نامه نويس اجتماعي عصر خويش بوده است و دغدغه هاي خاص زمان خود را در عرصه دراماتيك مطرح مي كرده است. درواقع ظهور ايبسن دنياي رئاليستي درام را قوت بخشيده و همين ظهور خود به خود سبب شده است كه زمينه ظهور امثال چخوف فراهم شود. رئاليسم و واقع گرايي اگر مديون ايبسن در آثار او باشد ولي وجه عمده حركت درام به سوي تطور و تكامل در عصر واقع گرايي حركت خويش را از ايبسن آغاز مي كند ولي در او متوقف نمي ماند چون اين توقف به صورت يك مانع بر سر راه اوج گيري شفاف سازي زندگي نوع بشر جلوه خواهد كرد. آثار عمده ايبسن و با زمينه فراگير تنهايي فرد و گذاردن علامت سؤال در مقابل آن و تأكيد بيشتر بر پيوند اجتماعي بين افراد است، اين زمينه فراگير تقريبا در تمامي آثار وي به چشم مي خورد و خودنمايي مي كند. در نمايش نامه دشمن مردم نيز ما با اين سؤال روبرو مي شويم و عملكرد دراماتيك شخصيت ها، اين روند را در طي نمايش تسري مي بخشد كه واقعا بدانيم دشمن مردم كيست و ايبسن اين دشمن را تنهايي آنها در عين جمع بودن آنان مي داند. ايبسن اين نويسنده نمايش نامه هاي پر از شخصيت هاي متضاد و هيجان انگيز و پركشش از لحاظ فن نمايش نامه نويسي، دشمن مردم را با هدف روشن ساختن اين تنهايي مي نگارد. در تجزيه و تحليل شخصيت هاي اين نمايش نامه برحي چنيم اظهار نظر كرده اند كه: شخصيت هاي فرعي اين نمايش نامه امثال ناخدا هولستر و يا شخصيت مجنون يا مست كه در صحنه سخنراني ابراز وجود مي كند، كاملا در دل نمايش جا نمي گيرند. نقطه ضعفي كه شايد در ديگر آثار ايبسن كمتر ديده باشيم ولي در نمايش دشمن مردم به نحو برجسته اي آزاردهنده است. پرداختن به شخصيت هاي فرعي در آثاري اين گونه را به حد اكمل ما در كارهاي چخوف با ظرافت و دقت بيشتري شاهد هستيم. شايد چخوف تنها نويسنده اي باشد كه به طرز شگفت انگيزي در پرداختن به نمايش نامه هاي پرشخصيت به گونه اي به شخصيت هاي فرعي اهميت مي دهد كه محال است آنها در حاشيه قرار بگيرند و به نحوي به امر تكميل حضور شخصيت هاي اصلي كمك مي نمايند، چخوف به كرات به درام هايي نظير دشمن مردم پرداخته: سه خواهر، باغ آلبالو، ايوانف، دايي وانيا و... همه حكايت از تكميل جرقه ذهني ايبسن در دشمن مردم توسط وي را دارند. گفتني است كه آثار ايبسن مانند تمامي آثار نمايشي لايه هاي پنهان و فرامتني فراواني دارد. در پایان دکتر استوکمان (یا همان "دشمن مردم") می گوید: "قوی ترین مرد جهان کسی است که تنهاتر باشد". پس در حالی که دست و بالش را از هر سو بسته اند باز هم در همان شهر می ماند تا با آگاه کردن مردم از خطرات، به مبارزه خود ادامه بدهد، چرا که او می داند "دوست مردم" بایست به فکر آینده ای بهتر برای مردم خویش باشد. آینده بهتر و زندگی سالم تر! او به خوبی می داند تنها "دوست حقیقی مردم" هم فقط خود اوست. در اينجا توجه شما را به مقاله امير نادري باروق كه در ماهنامه تخصصي تئاتر ،شماره چهل و چهل ويك جلب مي كنم. زيرا به نظر مي رسد در اين زمينه مقاله كاملي باشد. | «ايبسن و فردگرايي» نگاهي كوتاه بر نمايشنامه «دشمن مردم» اثر «هنريك ايبسن»
منطقه اسكانديناوي بهويژه بعد از سال 1880 به بعد، جايگاه مهمي را در تاريخ تئاتر مدرن به دست آورده است ولي با اينهمه بايد گفت كه تمام غوغاي تئاتر اين منطقه به سه نام منتهي ميشود: بيورنسن، استريندبرگ و ايبسن. اما آيا ميتوان گفت هنر ناب ايبسن از نيستي سرچشمه گرفته و پايههاي محكم آن نشئتگرفته از سنت تئاتر اسكانديناوي است؟ هنريك ايبسن (1828 ـ 1906)در حدود پنجاه نمايشنامه نوشت كه در اين آثار، جامعه نروژ در تمام زمينهها مورد بررسي و انسان مدرن نيز با جسارت مثالزدني مورد ارزيابي و انتقاد قرار گرفته است. او جامعه را به همراه قويترين مدعايش، با فرصت دادن به فلسفه اجتماعي غالب زير سؤال برده و همچنين مسئله آزاديخواهي در جامعه را به شكل نظامي تقريباً انعطافپذير ميبيند كه نقش اصلي آن فراهم آوردن فرصتي براي جستوجوي سعادت و خوشبختي افراد جامعه است. ايبسن فقط نمايشنامة اجتماعي نمينويسد، پرسشهاي خاص اجتماعي، سياسي و يا اقتصادي نيز گاهي در آثار او مطرح ميشوند كه مانند آن را در نمايشنامه «دشمن مردم» ميبينيم.«ستونهاي جامعه» به دليل ارائه تصويري بد از زندگي نروژيها در ميهن ايبسن اعتراضهاي شديدي برانگيخت، اما اين خصوصيت را داشت كه پيشنشانهاي بر مضمون ريا و تزوير اجتماعي باشد كه ايبسن آن را در نمايشنامههاي بعدي خود مطرح ميكند. ايبسن در نمايشنامه «استاد معمار» كه اثري كاملاً تغزلي است، بيش از هر جاي ديگر به خطاهاي خود اعتراف كرده و در آن حتي كوچكترين انگيزههاي زندگي خود را به طور شفاف منعكس ميكند. در «كمدي عشق» كه از معروفترين آثار دوران جواني اوست، تصويري هجوآميز و گاه حتي كميك از خرده بورژوازي نروژ مجسم ميكند و يا در «مدعيان تاج و تخت» ايبسن را در مرحله گذار از هنر تاريخي به هنر روانشناختي ميبينيم، در دشمن مردم اما اختلاف عميقي كه بين حقيقت و زندگي اجتماعي وجود دارد، برملا شده و موانعي را كه در برابر رشد آزاد فرد قد علم ميكنند شاهد هستيم. در اينجا قصد نداريم تمامي آثار ايبسن را حتي خلاصهوار مورد بررسي قرار دهيم، بلكه به طور اخص به نمايشنامه دشمن مردم و ويژگيهاي درونمايهاي اين اثر ميپردازيم.
چراكه او هرگز ديد مثبتي نسبت به جامعهاش نداشته است. همان مردم بيثباتي كه به سوي دكتر استوكمان سنگ پرتاب ميكنند. استوكمان نيز به دليل سنتستيزي و انكار قراردادهاي اجتماعي و همچنين احساس خطر در مقابل آزادي زندگي بيرون، به اجبار خود را در اتاق يا خانه محبوس كرده و به «فردگرايي» رو ميكند..
نمايشنامه دشمن مردم پاسخ دندانشكني به مخالفان نمايشنامه اشباح بود و دل پُردردي كه ايبسن و عموم نويسندگان نروژ از مديران چاپخانهها و صاحبان روزنامهها داشتند، در اين اثر و همچنين در «ستونهاي جامعه» تا حدودي تسكين پيدا كرد. در پايان، به جمله آرتور ميلر دربارة دشمن مردم بسنده ميكنيم كه ميگويد: «آيا دشمن مردم با ادعاهاي گيجكنندة آن، مبني بر اينكه يك گروه خاص از روشنفكران معتمد، بايد مردم عادي را رهبري كنند، گرايشي فاشيستي را به نمايش نميگذارد؟ به نظر من دشمن مردم ترجمان اعتقاد ايبسن است مبني بر اينكه چيزي به نام حقيقت وجود دارد و اين حقيقت شامل چيزي چون تقدس است؛ صرفنظر از اينكه كشف آن در هر لحظه چه تاواني ميطلبد و وظيفه آن گروه روشنفكر خاص، محافظت و توجيه آن تقدس است بدون اينكه با كسي بر سر آن سازش و معامله كنند! منبع و ماخذ: دشمن مردم و ایبسن آشوبگرای ـ ترجمه: دكتر امیرحسین آریانپور ـ نشر اندیشه ماهنامه تخصصي تئاتر ،شماره چهل و چهل ويك و منابع اينترنتي نوشته ی : محبوبه سجادی |
با درود و خوش آمد گویی به شما دوست گرامی
لازم به ذکر است وجود کتابها درکتابخانه ی این وبلاگ لزوماً به معنای تأیید محتوای آنها نیست
با تشکر
------------------------------------------------------------------------------------
اخطار
توجه: همانطور كه مي دانيد ايران عضو و امضا كننده كپي رايت بين المللي نيست و بنابراين كليه كتابهاي چاپ شده در محدوده جغرافيايي ايران نيز فاقد حق مولفين در سطح بين المللي خواهد بود. معهذا اين سايت و مدير آن هيچ گونه مسؤليتي درقبال كتابها ولينكهاي معرفي شده ندارد و كتابهاي معرفي شده در اين سايت ، توسط كاربران مختلف تهيه و بارگذاري شده است. برشما واجب است كه در هنگام دانلود از خارج كشور به قوانين كشور محل اقامت خود توجه داشته باشيد.
---------------------------------------------------------------
Disclaimer:As you know, Iran is not a signator of international copyright law,but None of the books shown above are hosted or transmitted by this server. The links are provided solely by this site’s users. The administrator of this site cannot be held responsible for what its users post, or any other actions of its users. You may not use this site to distribute or download any material when you do not have the legal rights to do so. It is your own responsibility to adhere to these terms

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر