با درود و خوش آمد گویی به شما دوست گرامی
لازم به ذکر است وجود کتابها درکتابخانه ی این وبلاگ لزوماً به معنای تأیید محتوای آنها نیست

با تشکر

------------------------------------------------------------------------------------

اخطار

توجه: همانطور كه مي دانيد ايران عضو و امضا كننده كپي رايت بين المللي نيست و بنابراين كليه كتابهاي چاپ شده در محدوده جغرافيايي ايران نيز فاقد حق مولفين در سطح بين المللي خواهد بود. معهذا اين سايت و مدير آن هيچ گونه مسؤليتي درقبال كتابها ولينكهاي معرفي شده ندارد و كتابهاي معرفي شده در اين سايت ، توسط كاربران مختلف تهيه و بارگذاري شده است. برشما واجب است كه در هنگام دانلود از خارج كشور به قوانين كشور محل اقامت خود توجه داشته باشيد.
---------------------------------------------------------------
Disclaimer:As you know, Iran is not a signator of international copyright law,but None of the books shown above are hosted or transmitted by this server. The links are provided solely by this site’s users. The administrator of this site cannot be held responsible for what its users post, or any other actions of its users. You may not use this site to distribute or download any material when you do not have the legal rights to do so. It is your own responsibility to adhere to these terms

۱۳۸۸ اسفند ۴, سه‌شنبه

عکس انتخابی روز(دکتر مصدق)

دکتر محمد مصدق

دانلود از کتابخانه ی ایوان درباره ی دکتر مصدق

می گويند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسيدگی به دعاوی انگليس درماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکيل شود ، دکتر مصدق با هيات همراه زودتر ازموقع به محل رفت . در حالی که پيشاپيش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعيين شده بود ، دکتر مصدق رفت و به نمايندگي هيات ايران روی صندلی نماينده انگلستان نشست. قبل از شروع جلسه ، يکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اينجا برای نماينده هيات انگليسی در نظر گرفته شده جای شما آن جاست ، اما پيرمرد توجهي نكرد و روی همان صندلی نشست . جلسه داشت شروع می شد و نماينده هيات انگليس روبروی دکتر مصدق منتظر ايستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خويش بنشيند ، اما پيرمرد اصلاً نگاهش هم نمی کرد . جلسه شروع شد و قاضی رسيدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماينده انگلستان نشسته ايد ، جای شما آن جاست . کم کم ماجرا داشت پيچيده می شد و بيخ پيدا ميكرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت : شما فكر می کنيد نمی دانيم صندلی ما کجاست و صندلی نماينده هيات انگليس کدام است ؟ نه جناب رييس ، خوب می دانيم جايمان کدام است ..> اما علت اينكه چند دقيقه ای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر اين بود تا دوستان بدانند برجای ديگران نشستن يعنی چه؟> او اضافه کرد که سال های سال است دولت انگلستان در سرزمين ما خيمه زده و کم کم يادشان رفته که جايشان اين جا نيست و ايران سرزمين آبا و اجدادي ماست نه سرزمين آنان> .> سكوتي عميق> فضاي دادگاه را احاطه كرده بود و> دكتر مصدق بعد از پايان سخنانش كمي سكوت كرد و آرام بلند شد و به روي صندلي خويش قرار گرفت. با همين ابتکار و حرکت ، عجيب بود که تا انتهای نشست ، فضای جلسه تحت تاثير مستقيم اين رفتار پيرمرد قرار گرفته بود و در نهايت نيز انگلستان محکوم شد.



هیچ نظری موجود نیست: