تحلیل نمایشنامه مده آ اثر اوریپید
اوریپید یا ائوریپیدس از نمایش نامه نویسان یونان باستان است. او با سوفوکل و اشیلوس مثلث نمایش نامه نویسان یونان باستان را تشکیل میدهند. اوریپید نمایش نامه های متعددی نوشته است.
مده آ زنی است از سرزمین کلکید . او شیفته ی جیسن می شود که ناخدای کشتی آرگو ، اولین کشتی است که به دست بشر ساخته شده . جیسن دنبال بازگرداندن پشم زرین است . در اینجاست که مده آ با دانش جادوگری خود به کمک شوهر آمده و شاه پلیاس را با استفاده از جادوگری و نمایش های دروغین از سر راه برمی دارد . اما جیسن عاشق گلوسه دختر شاه کرئون می شود و با او ازدواج می کند . مده آ به انتقام ، نیم تنه ای را با تاج به عنوان هدیه می فرستد که آغشته به مواد آتش زاست . بدین طریق عروس را می سوزاند ، سپس دو فرزندی را که از جیسن دارد به طرز فجیعی به قتل می رساند و سوار بر ارابه ای که دو اژدهای بالدار آن را می کشند بر فراز آسمانها پرواز کرده می گریزد.
در شخصیت پردازی در نمایشنامه ها ما با دو دسته شخصیت مواجهیم ، واقع گرا و غیر واقع گرا . از افراد غیر واقع گرا مثل کسانی که در نمایشنامه های اشیل حضور داشتند مثلاً پرومته را می توان مثال زد . اما قهرمانان آثار اوریپید در دسته ی قهرمانان واقع گرا قرار می گیرند . او در شخصیت پردازی توجه کامل به جزئیات روانی فرد دارد . مده آ ، هکاپ و ... همه زنانی هستند با ویژگیهایی بروز و ظهور یافته .
آندره بورنار می گوید : اولین جلوه ی تأتر واقع گرایانه در نمایشنامه ی مده آی اوریپید به چشم می خورد . هرچند در این نمایشنامه از عناصر غیر واقع گرایانه مثل ارابه ی خورشید برای نجات مده آ استفاده شده و نیز از سینتور ( موجودی نیمه اسب نیمه انسان ) که جیسن را تربیت کرده ، اما در رابطه جیسن و مده آ احساسات و عواطف وجود دارد که ما را به یاد درامهایی می اندازد که با تأکید بر روانشناسی شخصیت نوشته شده و به صد سال پیش از اوریپید تعلق دارد و حتی تا امروز نیز ادامه یافته اند .
آدمهای اوریپید آدمهای باورپذیر هستند آدمهای واقعی با عشق های واقعی . ما با آنها همزاد پنداری می کنیم . با افراد نمایشنامه همدردی می کنیم . عده ای از ما با جیسن همدردی می کنند عده ای با مده آ .عشق مده آ یک عشق زنده است ، عشق او درنده است.
حال ببینیم پشم زرین چیست؟
پشم زرین باعث آبادانی و سرسبزی هر جایی است که در آنجا باشد .نگهبان پشم زرین اژدهایی است که از هر دندانش که بیفتد صد سرباز در می آید و از هر سرش که بیفتد صدها سر، باز بیرون می آید . پلیاس عموی جیسن که قرار بوده حکومت را وقتی جیسن به سن قانونی رسید به او واگذار کند اکنون زیر قولش زده و می گوید باید لیاقت حکومت داری را ثابت کنی و شرط آن این است که پشم زرین را از ایالت کلکیس یا کلکید ( ایالتی که پدر مده آ در آن حکومت می کند ) بیاورد . مده آ وقتی جیسن را می بیند با دروغهای او فریفته می شود و به خاطر عشق از جادوگری اش استفاده کرده به جیسن کمک می کند که پشم زرین را بدزدد . او در این راه برادر و پدرش را می کشد . اما جیسن وقتی پشم را نزد عمویش می برد عمویش قبول نمی کند و به عهدش وفا نمی کند و به دلیل همین پیمان شکنی مده آ او را می کشد . عهد شکنی اساس نمایشنامه ی مده آ است . پلیاس عهد شکنی می کند ، جیسن هم عهد شکنی می کند .
اما سرزمین جیسن کجاست ؟ و سرزمین مده آ کجاست ؟سرزمین جیسن در اروپا قرار دارد و سرزمین مده آ در کلکید است ( شرق ) . کلکید در آسیا قرار دارد . در این نمایشنامه اوریپید زیرکانه تقابل فرهنگ غرب و شرق را روبروی هم قرار داده است . کرئون و جیسن غربی با مرد شرقی فرق دارد . زن شرقی (مده آ ) هم با زن غربی فرق دارد . عشق در مناطق مختلف ، مفاهیم مختلف پیدا می کند . عشق صحاری عربستان عشقی است جنون آمیز ، خشک و بی وصال . مثل لیلی و مجنون . طبیعت زندگی عربستان این ویژگی ها را دارد ، عاشق و معشوق حتی قدرت بیان احساس را هم ندارند . نه قدرت بیان احساس هست نه جسارتش . باید زجر کشید و دیوانه گی و هجران را تحمل کرد . عشق در فلات سرسبز ایران مثل عشق ویس و رامین می شود هم ممنوعه است و هم وصال در آن هست . در شیرین و فرهاد ، فرهاد چشم در چشم خسرو می اندازد و می گوید من همسر تو را دوست دارم . عاشق زنت ( شیرین ) شده ام ، اما باز هم این عشق وصال ندارد . شیرین یک شاهزاده ی ارمنی است. در قاره ی اروپا هم با عشقی مثل رومئو و ژولیت آشنا می شویم ، وصال هست اما بعد می میرند ( نوع نگاه به عشق در سرزمینها بسته به آب و هوای آنجاست ) . عشق مده آ متعلق به سرزمینی با پیوندها و حساسیت هایی است که در شرق هست . عشق درنده . مده آ فقط چشمش عشق را می بیند و بس . به خاطر عشق است که او قتل انجام می دهد . عشق او همراه می شود با خیانت به وطنش یعنی دزدیدن پشم زرین . مده آ عشق را زندگی می کند ، حال در این شرایط معشوقش به او خیانت می کند . او در عشقش خودش را هم از بین می برد. انتقام او انتقام لطیف و سردستی نیست . عشق ویرانگر است . با خیانت جیسن اول از همه به غرور مده آ لطمه وارد می شود . انگیزه ی اصلی او برای هر آنچه انجام می دهد غرور از دست رفته اش است .
چرا مده آ جیسن را نمی کشد ؟ چون جیسن عشق مده آ است ، شاید او دلش نمی آید ؛ جیسن مده آ را گول می زند ؛ مده آ نواده ی خورشید است و انسانی مذهبی است . شاهزاده است و جایگاه ماوراءالطبیعه را دارد ، جادوگری می داند و از جایگاهی در کشورش برخوردار است ، زیرک است و باهوش ، اگر چه جیسن به او می گوید:
جیسن : تو شهرتی نداشتی ، آمدن با من شهرت داد به تو.
ما وقتی فردی مذهبی را می بینیم برایش قسم می خوریم تا باورش شود ، مده آ مذهبی است و جیسن برایش قسم می خورد .
مده آ : اول از همه دروغ هایی که به من گفتی و بعد پیمانهایی که بر من شکستی همه باعث شد من گول تو را بخورم .
انسان عاشق همه چیزش را در اختیار عشق قرار می دهد . پدرش ، مادرش ، برادرش و ... در این نمایشنامه پلیاس به عهدش وفا نمی کند ، وقتی جیسن پشم زرین را نزد او می برد زیر قولش می زند پس مده آ او را می کشد و آن دو ناچاراً به کرنت (جایی دیگر از اروپا ) فرار می کنند . چرا جامعه این حق را برای جیسن قائل شده است که می تواند زن دیگری بگیرد ؟ چون مده آ یک زن آسیایی است . مرد یونانی اجازه ی ازدواج با زن آسیایی را ندارد . ازدواجش ثبت نخواهد شد . تصور کنید زنی به خاطر عشقش این همه مصیبت به سرش بیاید ، این همه قتل انجام دهد ، بعد جامعه بگوید تو زن او نیستی. علت اینکه جیسن می تواند زن دیگری بگیرد این است که ازدواجش در کرنت رسمیت ندارد و از مده آ جدا می شود . مده آ همیشه پشتوانه هایش را از دست می دهد . با از دست دادن کشورش مده آ الاهیات (نیاکان و خدایان را،چرا که او نواده ی خورشید است) و همه چیز را از دست می دهد . اما با آمدن به اینجا جیسن هم او را تنها می گذارد . اقتصاد زن به مرد وابسته است همانطور که امروزه هم در خیلی از کشورها و فرهنگ ها این امر وجود دارد، در صده ی پنجم پیش از میلاد دوباره زن گرفتن جیسن و اینکه تبعید می شود تا برود و دوباره برای خود سرپناهی بیابد برای مده آ فاجعه است . اوریپید همه ی این ویژگی ها را کنار هم می گذارد ، بعد یک دلیل روانشناسانه می آورد و نمایشنامه را پوشش می دهد .
مده آ خبر دارد و می داند کشتن بچه هایش سخت و کاری اشتباه است . به اشتباه بودنش آگاه است اما آن را انجام می دهد . می دانیم که او فردی مذهبی است و ردپای مذهب در مده آ را با تصمیم به خاک کردن بچه ها در معبد برای تبدیل شدن مدفن آنها به زیارتگاه را می شود دید . هرچند او این حرف را به جیسن می زند ولی جسد بچه ها را با ارابه ی خدایان به خورشید می برد .پس او حتی جسد بچه هایش را پیش جیسن نمی گذارد . با کشتن آنها مده آ در واقع بخشی از جیسن را می کشد و بعد خدای خورشید (نیای مده آ) برای او ارابه می فرستد و مده آ به تقدس خودش باز می گردد .
مده آ می گوید : ما زنها وقتی بخواهیم بد باشیم در حد شیطان می شویم .
مسئله ای که هست این است که جیسن از مده آ به عنوان یک وسیله و یک پله استفاده می کند . روحیه ی قدرت طلبی در او وجود دارد و مده آ شرایطی دارد که آنها را می تواند پیاده کند و او را به مقصود برساند . فاجعه زمانی رقم می خورد که جیسن پیمان شکنی می کند . عشق وقتی خودش را تغییر داد به سمت انتقام می رود و در جهت انتقام گرفتن دست به همه کاری می زند . نگاه به زن از دید یونانی مطرح می شود .
موضع گیری اوریپید نسبت به مده آ : اما نباید فراموش کرد که اوریپید در عصر کلاسیک زندگی می کند . در عصری که ایدئولوژی حاکم بر جامعه و خدایان بر ضد کسانی است که صحبت از عدالت و آزادی می کنند . عصری که انسان فقط متفکر می تواند پی به وجود خدا ببرد . پس انسانی که پی به وجود خدا نبرد متفکر نبوده است و از طرفی در آثار اوریپید محور اثر ، انسان اندیشمندی است فارغ از دغدغه های تقدیر خداوندی . این انسان همه ی آنچه هست خودش است و آنچه بر سرش می آید از سر تصادف روزگار است و به همین دلیل نمایشنامه با اگر آغاز می شود :
اگر آنها هیچگاه نرفته بودند ...
اگر کشتی آرگو هیچگاه از میان دهانه های باریک و سربی رنگ صخره ها به قصد کلکیس راه نمی سپرد...
و اگر و اگر و اگر ....
اوریپید از مده آ حمایت می کند چون او در جایگاه سرایندگان است . اما این حمایت تا آنجاست که قتل انجام نداده :
سرایندگان : ما در مورد جیسن به تو حق می دهیم ، اما دیگر چرا بچه هایت را می کشی؟
اوریپید هم به جیسن ، هم به مده آ حق می دهد . سرایندگان او نه سیاه سیاه اند نه سفید سفید . زیبایی کار اوریپید همین موضع گیری خاکستری سرایندگان است .مده آ تا حدودی افکار فمینیستی هم دارد مثلاً در نمایشنامه آنجا که می گوید :
مده آ : چطور این زندگی زن را در فضای بسته ی خانه نگه می دارد ، اما مرد تا حوصله اش سر رفت بیرون می رود ، حتی با زنهای دیگر می رود .
یا در قرن پانصد پیش از میلاد با جسارت می گوید :
مده آ : من حاضرم صد بار در جنگ بمیرم اما بچه به دنیا نیاورم .
او از جسم خودش بیزار شده است . اوریپید در نمایشنامه هایش زنانی هیجانی با اندیشه ی محکم می سازد ، اما مردانش خشن و قدرت طلب هستند . او از مسائل انسانها حرف می زند و می گوید : مردها آدمهای شکم پرستی هستند ، وقتی سیر هستند به موسیقی گوش می دهند . یعنی نویسنده با زیرکی تمام روی نقاط ضعف و قدرت جنس زن و مرد دست گذاشته است. او تنها نویسنده ی آن زمان است که افراد فرو دست را تا سطح افراد انسانی بالا می آورد که حتی با آنها درد و دل می کند . در کارهای اشیل ما اصلاً افراد عادی نداریم ، در کارهای سوفکل پیک داریم ، اما اوریپید برده را هم سطح خدایان قرار می دهد و خدایان را تا سطح انسان تنزل می دهد .در آنتیگونه سرایندگان مرد هستند اما در نمایشنامه ی مده آ همسرایان زن هستند . اگر مرد بودند در ساختار دراماتیک تناقض به وجود می آمد . مقصود اوریپید از سرایندگان شاید جامعه ی زنان باشد اما به نظر او بشر بودن مهمتر از زن و مرد بودن است.
حال اگر الکترای سوفکل تراژدی باشد الکترا تنها قهرمان خوشبخت تراژدی است و اگر مده آ تراژدی باشد تنها تراژدی خوش پایان برای قهرمان آن است . این قهرمان در سرتاسر زندگی اش منش ستیزه جویانه دارد . با پدرش ، برادرش ، ملتش ، شوهرش و فرزندانش . او دلیل فرزند کشی خود را ازدواج جیسن با گلوسه مطرح می کند . در واقع او می خواهد از سرنوشت ناخواسته اش انتقام بگیرد . محور کل نمایشنامه رفتار جنون آمیز و خشن مده آ است . رفتار جنون آمیز او همان پیمان هولناک را به بار می آورد که فرزند کشی کند چنانکه در اساطیر یونان باستان این امر تکرار شده است و تا اساطیر ایرانی هم می رسد . اما فقط ظاهراً مده آ برای انتقام از شوهرش این کار را می کند . هر چه به عقب بر می گردیم صحبت از خشونت های مده آ است . قتل هایی که در راه عشق انجام داده و گناهش کم نیست . گویا در مده آ نوعی علاقه ی ذاتی به کشتن وجود دارد . مده آ با اندیشه و فکر با برنامه ی مدون قبلی به خاطر آنکه احساسش لگدمال شده دست به قتل گلوسه و فرزندان خودش می زند ، با آنکه می داند نهایتاً عاقبتش برای او چه خواهد بود . او خود را به روزگار نمی سپارد عمل می کند و از حق انسانیتش دفاع می کند ؛ از زن بودنش . مده آ زن است اما زن ضعیفی نیست . او مثل الکترا ( سوفکل ) منتظر یک مرد نمی ماند ، منفعل نیست . او دست به عمل می زند و قهرمان نمایشنامه است . زن اوریپیدی اندیشمند احساسی است . زن برای اوریپید وسیله ی خوبی برای تبدیل به نمایش شدن است ، زن قابلیت تبدیل به کاراکتر اصلی شدن را دارد چون اوریپید زنها را خوب می شناسد و نیز می داند زن عواطف و احساساتش را بیرون می ریزد و در عین حال موجود احمقی نیست . مده آ ظاهری غمگین و باطنی متلاطم دارد . هیجانات و تفکرات و احساسات او را به سمت پایان تراژدی ( که اصولاً بایستی غمبار باشد ) هل می دهد. در برابر او جیسن است که ضد قهرمان نمایشنامه است . سرنوشت او دست کمی از مردن ندارد . مده آ با ترازوی عدالت خود جیسن را محکوم به مصیبت می داند،مصیبت بی فرزندی و مرگ عشق نو .جیسن زن را نردبان خود می داند و پا بر شانه های زنان گذاشته خود را بالا می کشد . زن برای او تاریخ مصرف دارد ، عشق ابدی نیست . مده آ تازمانی زن جیسن و عشق او و مادر فرزندان اوست که دختر پدرش است و پشم زرین را برای او فراهم می کند ؛ اما بعد از آن گلوسه عشق بهتری است چون برای او اسباب ترقی است . اما باز این را هم باید از ترازوی عدالت جیسن سنجید . اما به هرحال او حداقل در مورد یکی از این دو زن گناهکار است چون هدفش استفاده از قدرت آنهاست . از طرفی او فقط جیسن نیست اگر نماینده ی همه ی مردان یونان باستان نباشد نماینده ی عده ای از آنان هست . نماینده ی فکر کهنه ، حاکمیت کهنه .
در تری لوژی اورستیای اشیل ، نویسنده سعی دارد نظم از دست رفته ی جامعه ی مرد سالارنه را توسط اورستیا دوباره برقرار کند . این نظم توسط کلوتامینسترا برهم زده شده است و برای جامعه ی آن دوران گران تمام شده است ، ظاهراً اشیل از روزگاری که مده آ قرار است قهرمان آن باشد بی خبر بوده . مده آ سرتاسر انتقام است ، او تحقیر شده است این تحقیر آتش انتقام را در او شعله ور می کند و این موضوع نمایشنامه ی مده آ است . پیمان شکنی از ابتدای داستان مده آ با پلیاس آغاز می شود و با جیسن ادامه می یابد . در نظام مده آیی پیمان شکنی سزایی جز مرگ ندارد و به نظر می رسد که این ( پیمان شکنی ) تم نمایشنامه است . و در پایان به این نتیجه می رسیم که عشق های سوزان پایانی جز نیستی برای فرد در بر نخواهد داشت .
مده آ با فرستادن لباس زهرآگین برای گلوسه و کشتن دو فرزندش نمایشنامه را از حالت عشقی و تراژدی و حتی ملودرام به سمت داستان جنایی می کشاند . هیچ کس از زنان انتظار چنین عملی را ندارد . او از اولین زنانی است که در نمایشنامه دست به عمل می زند . مده آ تبدیل به زنی ترسناک می شود . فانتال ، زنی که بایستی از او ترسید( جلوه ای دراکولایی – هیولایی ) به خود می گیرد . اما کاتارسیس در این تراژدی چگونه اتفاق می افتد. آیا انجام جنایت راهی است برای رسیدن به رهایی و رستگاری ؟ آیا مده آ بعد از قتل های مکرری که انجام داده عذاب وجدان دارد یا اینکه نه ، او با انجام قتل به رستگاری می رسد ؟ قصه ی مده آ قصه ی زنی نیست که شوهرش به او خیانت کرده ، مده آ وجدان بیدار زنان قبل و بعد خودش است . او کشمکش بین حقوق زن بر مرد است و اینکه آیا مرد بر زن حاکمیت دارد ؟ و آیا زن حاکمیت مرد را باید بپذیرد ؟ و آیا تفکر آن عصر که پرستار می گوید :
پرستار : مده آ آن زمان از جیسن اطاعت می کرد و آنچه موجب دوام زندگی می شود جز این نیست که زن آنچه همسرش پسندیده می داند پذیرا شود .
اگر اینطور است پس چرا بر سر مده آ که هر آنچه همسرش می پسندید انجام می داد چنین آمد ؟ آیا زن برده ی مرد بایستی باشد تا زندگی اش دوام یابد ؟آیا بهتر این نیست که حق و حقوق واقعی زن به نسبت فکر او به او داده شود ؟
مده آ کسی است که خود شوهرش را به قدرت می رساند و خود تصمیم می گیرد قدرتمندانه ، قدرت را از او بازپس گیرد . او زنی ضایع شده است که با تدبیر انتقامش را می گیرد . او زنی عاشق ، مظلوم ، کینه توز و سنگدل ، انتقام جو و عدالت طلب است .
آریا آزاد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر